تبليغاتX
تورک دیلی و ادبیاتی
- سون سئوگیم آذربایجان دیر'------son sevgim Azerbaycandir
ائلخانلي لار مدنيّتي
006840.jpg
خمسه ماحالي نين ان مشهور اثرلريندن بيري سلطانيه گنبدي دير. 54 متر اوجاليقلا دونيانين اوچونجو كرپيچ گنبدي اولان سكگيز بوجاقلي بو گنبد، تورك - موغول معمارليغي نين بؤيوك يادگاري دير. موغول پادشاهي اولجايتونون مزاري اولان بو گنبد 702 هجري ايلينده تيكيلميشدير. سلطانيه نين معمارليق الگوسو تبريزده اولان غازان خانين مزاري ايدي. بو مقبره مروده اولان سلجوقلو پادشاهي سلطان سنجرين مزاري اساسيندا تيكيلميشدير.1
خمسه منطقه سي نين گؤزلليگي و سئحركار طبيعتي، موغول پادشاهي ارغون خاني دا اووسونلاميشدير. او بورادا بؤيوك بير شهر تيكمك ايسته يير، آنجاق عؤمرو بونا يئتمير. اوغلو اولجايتو بو ايشي يئرينه يئتيرير و 700 ايل بوندان قاباق بورادا سلطانيه شهريني تيكيب، اؤزونه پايتخت سئچير (البته بورادا بوندان قاباق ياشاييش مركزلري اولماق حاققيندا نظريه لر وار. ميثال اوچون ائله سلطانيه گنبدي نين آلتيندا سلجوقلولار دؤنمينه عايد اثرلر كشف ائديلميشدير.)2
اولجايتو خان، چنگيزخانين نواده لريندن، هولاكو خان ايله باشلايان ائلخاني لار دؤولتي نين 8-نجي ائلخاني دير.
006846.jpg
ائلخانلي لار
چنگيز نوه سي منگو خاقان، موغول امپراطورلوغونا سئچيلديكدن سونرا (1251 م. 649 هـ) قارداشي هولاكونو شرقه و ايرانا دوغرو گؤندردي. بؤيوك بير قوشونلا حركته چيخان هولاكو، باغدادا قدر گئده رك، عباسي خليفه لري نين حكومتينه سون قويدو. او تبريزي مركز سئچه رك، بؤيوك ائلخانلي لار دؤولتيني قوردو. ائلخان لار حكومت ائتديكلري اؤلكه لرين خاني اولماقلا برابر، موغوللارين مركزي حكومتي نين باشچيسي يعني خاقانا باغلي ايديلر. بو احترام، هر زامان ايران ائلخانلاري طرفيندن رعايت اولونوردو .3

ائلخانلي مدنيتي
ائلخانلي لار غازان خان زامانيندا (7-نجي ائلخان، 1295-1304 م.) مسلمانليغي قبول ائتديلر. مسلمانليغين كناريندا، تورك مدنيتي نين ده ياييلماسي، دؤولتين تورك خصوصيتي قازانماسينا سبب اولدو. موغوللار توركلرين درين مدني تاثيري آلتيندا ايديلر. اونلار اويغور اليفباسيني، اؤز اليفبالاري كيمي سئچديلر. اصلينده اويغور توركلري نين، ائلخانلي درباريندا چوخ نفوذلو اولدوقلاريني بيليريك.
بو دؤورده شرقي توركجه يا اويغور توركجه سي نين ده رسمي ديل كيمي ايشلنمه سي حاققيندا معلومات واردير.4
ائلخانلي لارين موغول - تورك منشالي دولت و اداري قورولوشو، عصرلر سونرا دا ايراندا داوام ائتدي و اونلاردان سونرا حكومته گلن سولاله لر همان قورولوش اساسيندا اؤلكه ني اداره ائديرديلر.5 موغول زامانيندان پول واحدي كيمي رايج اولان تومن سؤزو، بوگون ده غير-ي رسمي شكيلده، بوتون ايراندا خالق طرفيندن ايشلنمكده دير.6

اتك يازيلار:
۱. گنبد سلطانيه بنايي عظيم با معماري منحصر به فرد، طيبه صالحي، www.tebyan.ir
۲. گنبد سلطانيه هفتمين اثر جهاني كشور در يونسكو، www.aftab.ir
۳. ايلخانلي لار، http://tr.wikipedia.org
۴. توركلرين تاريخ و فرهنگينه بير باخيش، جواد هيئت، تهران، 1377، ص 118.
۵. عمومي تورك تاريخينه گيريش، زكي وليدي توغان، 1981، صص. 278 و 288 و 396.
۶. سايت موزه ي پول ايران، www.moneymuseum.ir .
۷.روزنامه همشهری آذربایجان غربی،سه شنبه۴مهر ۸۵
+ یازیلمیشدیر پنجشنبه 1387/07/18ساعت 18:40  یازان ائلمان(تورک ارسلان)  | 

ارمنیان چه زمانی به قره‌باغ آمده‌اند؟

بنام خدا

 

نوشته: رشید گویوشوف

ترجمه: پرویز زارع شاهمرسی

 

پژوهشهای باستانشناسی، تاریخی و زبانشناسی که از سدة 19 در قره‌باغ کوهستانی آغاز شده، ثابت می‌کند ارمنیانی که اکنون در قره‌باغ زندگی می‌کنند، از نظر ریشه بر سه گونه‌اند:

1-  قسمتی از آنان ارمنیان فارسی زبان هستند. روستاهای وادی ترترچای از قبیل ماراغا، مرگوشوان، آشاغی چایلی، یوخاری چایلی، اصفهانجیق و تالیش فارسی زبان هستند. برخی منابع اینان را تات می‌دانند. ارمنیان فارسی زبان، علاوه بر قره‌باغ در غرب جمهوری آذربایجان و شیروان کنونی ساکن هستند. باید در نظر گرفت که در آغاز سدة 19 در قسمت کوهستانی قره‌باغ جمعاً دو روستای ارمنی فارسی زبان باقی بود ولی در سالهای 1830 تعداد این روستاها به 20 رسید. روند کوچ ارمنیان فارسی زبان به قره‌باغ پس از سال 1828 آغاز شد. همزمان با اتمام جنگ ایران و روس، مادة 15 عهدنامة ترکمنچای چنین عنوان می‌کند که ارمنیان ساکن ایران در عرض یک سال پس از عهدنامه می‌توانند به اراضی شمال ارس کوچیده و در جایی که می‌خواهند ساکن شوند. جالب است که ارمنیان ایران با شتاب و به همراه سپاه روس به شمال کوچ کردند و در صفحات قره‌باغ ساکن شدند ولی کوچ دسته جمعی ارمنیان ایران به قره‌باغ پس از سال 1828 آغاز شد. طبق گفتة منابع تاریخی طی سالهای 30-1828 روسها 40 هزار نفر ارمنی را از ایران به قفقاز کوچاندند. این ارمنیان اساساً در قسمت کوهستانی قره‌باغ، اطراف دریاچة گوگجه و شیروان ساکن شدند. ن.ن.شاروف می‌گوید در عرض سه ماه از سال 1828، تعداد 8249 خانوار ارمنی از ارس گذشته و در قره‌باغ و شیروان جای گرفتند. در اینجا نمی‌خواهم سخنی از رفتار تحقیرآمیز ارمنیان مهاجر بر اهالی بومی به میان آورم. تنها قصد دارم نشان دهم که آنان 200 هزار دسیاتین یعنی 2 میلیون منات زمین گرفته و به گفتة و.ل.ولیچکو «به کشیدن شیرة جان اهالی پرداختند.» او همچنین می‌نویسد:»ارمنیان مهاجر برای از بین بردن آبرو و شهرت مردم مسلمان منطقه، کارهای را آغاز کردند تا در آینده آنها را رانده و بر زمینهایشان صاحب شوند.»

2-  قسمت دیگری از ارمنیان، آنها هستند که از ترکیه به این منطقه کوچ کرده‌اند. قسمتی از آنان یعنی نزدیک به 10 هزار خانوار پس از معاهدة صلح ادرنه و پایان جنگ روسیه – ترکیه به قفقاز کوچ کردند. بیشتر آنان به گرجستان و بخشی به قره‌باغ آمدند. این ارمنیان سیاست در تنگنا قرار دادن اهالی بومی مسلمان و همچنین ارمنیان ایرانی را در پیش گرفتند. ارمنیانی که از ترکیه آمده بودند، قصد داشتند مسکان فشرده ساخته و در یک جا گرد آیند. آنها در بیشتر جاها کلیساهایی به سبک بیزانس ساختند.

3-  شاخة دیگری از ارمنیان قره‌باغ، اهالی بومی هستند که در معرض روند ارمنی شدن قرار گرفتند. دانسته است که در سدة چهارم مسیحیت در تمام آذربایجان و بویژه قره‌باغ گسترش یافت و به دین دولتی تبدیل شد. یکی از جاهایی که مسیحیت در آنجا گسترش فراونی یافت، قسمت کوهستانی قر‌ه‏باغ بود. با اینحال مسیحیت در آذربایجان و قره‌باغ راه آسانی برای گسترش نپیمود. قبل از هر چیز در میان مسیحیان مبارزه‌ای میان دو جریان مونوفیزیتها (معتقدان به طبیعت واحد عیسی) و دیوفیزیتها (معتقدان به جمع سه اقنوم پدر، پسر و روح القدس در عیسی) و نسطوریان (معتقدان به وجود دو طبیعت در وجود عیسی) جریان داشت. یک عامل دیگر پراکندگی دینی در منطقه، گسترش اسلام در قسمت جلگه‌ای قره‌باغ بود. سرانجام در شمال غرب قره‌باغ دین قدیمی بت پرستی نیز جریان داشت. برای پایان دادن به این هرج و مرج دینی دو مجلس عمومی در 701 و 704 میلادی در بردع تشکیل شد.

نکتة جالب در جریان مجالس بردع این بود که ارمنیان می‌کوشیدند از وضعیت ایجاد شده برای وادار کردن قره‌باغ به تبعیت دینی از آنان استفاده نمایند. در این زمان بیزانس و خلافت اسلامی برسر قفقاز سخت درگیر بودند. دیپلماسی ارمنی می‌کوشید در این مبارزه، طرف خلافت را گرفته و آلبانی را متهم به بیزانس دوستی نموده و به کمک خلافت، آن کشور را زیر سیطرة دینی خود بگیرد. این نظر در نامه‌ای که ایلیا کاتولیکوس ارمنی در سال 699 به خلیفه عبدالملک نوشته، آمده است:

«کشورما با تمام اجزایش تابع شماست. ما نیز بمانند آلبانها به خدای واحد و عیسی معتقدیم.  ولی کاتولیکوس آلبانها در بردع با امپراتور روم وارد گفتگو شد و برای او دعای خیر می‏نماید و تمام اهالی را مجبور می‏نماید که با دین او همراه شوند. شما این را آگاه باشید و از توجه دور ندارید. حتی یک بانوی بسیار محترم نیز به او پیوسته است. با استفاده از قدرت والای خود این انسانهای عصیانگر به خدا را مجازات کنید.»

خلیفه در جواب نامة فریبکارانة کاتولیکوس چنین نوشت:

«مرد خدا، ائلیا کاتویکوس مردم ارمنی، نامة شما صمیمی است، من آن را خواندم و با علاقه یک خادم خود را با سپاهی بیکران می‏فرستم. آنان آلبانها را که برعلیه ما قیام کرده‏اند به دین شما بازخواهند گرداند. خادم من آنان را در برابر چشمان شما در بردع کیفر خواهد داد. نرسس و آن زن همفکرش را را زنجیر کرده و به سرای من خواهند آورد تا من آنان را برای دیگر طاغیان عبرت کنم.»[1]

  کاتولیکوس ارمنی با سپاهیان فرستادة عبدالملک وارد بردع شد. کاتولیکوس آلبانی و همفکرانش اعدام شدند.  در همان سال مجلس بردع تشکیل شد. دینداران آلبانی و به ویژه روحانیون قره‏باغ همه در این مجلس حاضر بودند. مسئلة اصلی در دستور مجلس عبارت بود از: انتخاب کاتولیکوس جدید آلبانی 2- تابع کردن کلیسای آلبانی به کلیسای گریگوری ارمنی 3- تعیین مرکز جدید اقامت کاتولیکوس. چون شهر بردع در تصرف سپاهیان عبدالملک بود، هر سه مسئله به سود ارمنیان حل شد. سمیون کاتولیکوس جدید آلبانی سوگند خورد که به ارمنیان وفادار باشد. مرکز جدید کاتولیکوس نیز در معبد یئلی سی (واقع در اراضی شهرستان آغ‏دام کنونی) در دامنة موروداغ تعیین شد. سه سال گذشت و مجلسی دیگر در بردع تشکیل شد و از تمام روحانیان قره‏باغ تضمین گرفته شد که اگر به مذهب گریگوری وفادار نباشند، کافر تلقی خواهند شد.

از همین زمان در قره‏باغ روند گریگوری شدن و سپس از سدة 11 و 12 ارمنی شدن اهالی آغاز شد. ارمنیانی که اکنون در قره باغ علیا زندگی می‏کنند، آلبانهایی هستند که از سدة 11 و 12 ارمنی شده‏اند. گسترش نوشته‏های به زبان ارمنی در قسمت علیای قره‏باغ نیز با حادثة مذکور مربوط است ولی صرفنظر از این ، پطروشفسکی، اوربلی، مارّ، ترگریگوریان، برخورداریان و دیگران دربارة قره‏باغ پژوهش نموده و آن را بمانند قسمتی جدانشدنی از آلبانیا – آذربایجان محسوب کرده‏اند. تمامی مورخان ارمنی از سدة 5 تا 19 متفاوت از مورخان معاصر تأکید دارند که قره‏باغ از اراضی آلبانی است و تمدن اینجا مخصوص آلبانهاست.


[1] . متن هر دو نامه در کتاب «تاریخ آلبان» نوشتة موسی کالانکاتویسکی . چاپ ایروان. 1984. ص 149 آمده است

http://shahmarasi.blogfa.com/post-14.aspx

 

+ یازیلمیشدیر چهارشنبه 1387/07/17ساعت 17:53  یازان ائلمان(تورک ارسلان)  | 

ارومیه( پایتخت باستانی آذربایجان)
   
اورمیه به جای ارومیه
اورمیه به جای "ارومیه" چاپ ارسال به دوست

منابع فارسی، کردی و ارمنی نام شهر اورمو (اورمیه) را به شکل "ارومیه" و منابع تورکی و آزربایجانی این نام را در زبان فارسی به شکل "اورمیه" و به زبان تورکی مطابق با تلفظ مردم به شکل "اورمو" می نویسند. گروه دوم معتقد به تورکی بودن نام اورمو و در نتیجه اورمیه و همریشگی احتمالی آن با اسامی شهرهایی مانند اور و اوروک (از تمدن سومری)، اورگنج (دو شهر در ازبکستان و ترکمنستان) و اورومچی (در ترکستان چین، بئش پالیق سابق) اند.

تئوری سومری نام اورمیه: مدافعین این تئوری، نام اورمیه را به شکل "اور(و)+ مو" (URU+MU)و یا "اور(و)+مه" (URU+ME) تقطیع می کنند.

 

١- "اوروURU " در زبان سومری که از طرف عده ای زبانی خویشاوند با زبان تورکی و یا پروتوتورک در نظر گرفته می شود، به معنی شهر و آبادی است. نام دو عدد از مهمترین شهرهای سومری "اور" (المقیر فعلی در جنوب بغداد) و "اوروک" (ورقه فعلی) بوده و احتمال داده می شود نام کشور عراق نیز یادگار کلمه اوروک سومری باشد. (اوروق و یا اوروغ در ترکی به معنی قبیله و یا گروه انسانی خویشاوند و در ترکی معاصر به شکل اویروق به معنی تابعیت و شهروندی است).

 

٢- "موMU " در زبان سومری (معادل شامو در زبان آکادی) به معنی بهشت و یا بخشی از آسمان-بهشتها و شاید به معنی باران است. "مهME " نیز در این زبان به معنی معیارها و نرمهای فرهنگی و یا پرچمها و نشانه های این نرمها می باشد. بنابراین "اوروموURUMU " به زبان سومری به معنی "شهر بهشتی"، "شهر باران" و "اورومهURUME " به معنی "شهر فرهنگ، شهر بافرهنگ" می باشد. نام اورومو به معنی شهری بهشتی با باور رایج در ادوار باستان مبنی بر قرار داشتن باغ عدن در آزربایجان –تبریز همخوانی تمام دارد.

 

تئوری اورال –آلتائیک نام اورمیه: در زبانهای مخلتف اورال-آلتائیک نامهای جغرافی متعدد مشابه با نام اورمیه وجود دارند. این نامها را میتوان به دو دسته جداگانه، یکی با معانی مکان و مقر و دیوار و دیگری با معانی زیبا و شاد و شوق و ... تقسیم کرد:

 

١- بن "اورUR " در زبان تورکی باستان به معنی مکان و مقر و... و "اٶرو-هٶروÖRÜ-HÖRÜ " به معنی دیوار درهم تنیده است. ("اورUR " به سومری به معنی انسان است). کلمات اورتا (وسط)، اوردو (قرارگاه خاقان و ارتش)، اورون (مقام، مکان)، اورناماق (جای گرفتن)، اورلاتما (اسکان دادن)،... در زبان تورکی و بنا به شماری از صاحبنظران کلمات یورد و یا یئر نیز از همین ریشه اند.

 

٢- در زبانهای اورال-آلتائیک ترکیبات متعددی وجود دارند که یادآور نام اورمیه اند. در همه این نامها معانی شادی، زیبائی، ذوق و شوق و الهام بخشی مستتر است:

الف- در زبانهای مونقولی کلمات اورماURMA ، اورامURAM ، اورمانURMAN ، اورماسURMAS ، اورمURM ، اوروما URUMUو .... به معانی روحیه، الهام، شوق و ذوق میباشند. نام شهر اورومچی URUMÇİ ویا اورونچی URUNÇİاویغورستان (ترکستان چین) نیز کلمه ای مونقولی (لهجه باستانی مربوط به دو هزار سال پیش) است. در این ترکیب اورو URU به معنی زیبا و مچی MÇİ به معنی مرغزار و کشتزار است.

ب- در زبانهای اورالیک (فینو اوگوریک مخصوصا در زبان مجاری) اٶرٶم-اٶرٶل ÖRÖM-ÖRÖLبه معنی شادی و نشاط است (زبانشناسان این نامها را ماخوذ از زبان تورکی دانسته اند).

ج- در تورکی باستان، اورینÖRİN, ÜRİN ، اورون ÜRÜN و اورگونÜRGÜN همه به معنی شاد و شاداب بودن.

 

بنابر این نظریه، نام اورمیه کلمه ای اورال آلتائی به معنی مکان زیبا و شادی بخش است.

 

تئوری تلفظ مردمی: عده ای نیز نام اورمیه را ناشی از تلفظ تورکی "رومیه" و یا "رومی" میشمارند. طبق این نظر، از آنجائیکه صدای "ر" در اول کلمات اصیل تورکی نمی آید، برای رفع این صدا از اول این چنین کلمات وارده از زبانهای خارجی، صدای "او" و یا "ای" به اول آنها (مانند ایره حیم به جای رحیم و .....) افزوده می شود. چنانچه واژه های "روم" و "روس" در تورکی مردمی به شکل "اوروم" و "اوروس" تلفظ میشوند. نام شهر "اورفا" در ترکیه نیز طبق همین قاعده و از افزودن صدای "او" به اول نام قدیمی این شهر "روبا" حاصل شده است.

 

نام دومین شهر آزربایجان اورمو-اورمیه، چه از ریشه تورکی- اورال آلتائیک اروم-اورون، چه از تلفظ تورکی "رومیه" و چه از ریشه سومری اورومو-اورومه گرفته شده باشد، شکل "اورمیه" مانند خود این شهر، دارای بار و هویت تورکی است و شایسته است که در زبان فارسی نیز به جای فرم غیرتورکی ارومیه بکار رود.

 

قایناق:حمید دباغی

آزربایجان تورکی و آذربایجان پارسی

http://toponimler.blogspot.com
+ یازیلمیشدیر چهارشنبه 1387/07/17ساعت 17:40  یازان ائلمان(تورک ارسلان)  |